مهدى عبد اللهى / سيد محمد مرتضوى
34
دريا در قرآن ، حديث و فقه اسلامى (فارسى)
مىتوانست با مشيّت خدا مقابله كند ، چنانچه در قرآن مجيد فرمود : ما چنان اراده كردهايم كه مستضعفان زمين را منّت نهاده و پيشوايان و وارثان قرار دهيم و ايشان را بر زمين ، مسلّط ساخته ، به فرعون و هامان و سپاهيانشان نشان دهيم آنچه را كه از آن بيم داشتند . « 1 » علىرغم تمام تدابير و چارهانديشيهاى فرعون ، نطفهء حضرت موسى ( عليه السلام ) منعقد گرديده و « يوكابد » مادر موسى ( ع ) همچنان ، ايام حمل را سپرى مىنمود در حالى كه دوران باردارى او مشخص نبود . سرانجام چون موسى ( ع ) متولّد شد ، قابله مأمور كه دوست مادر موسى بود و با ديدن فرزند زيباى « يوكابد » ، محبت فوقالعادهاى نسبت به او پيدا كرده بود ، خبر او را ، پوشيده داشت ولى جاسوسان فرعونى ، همه جا پراكنده و دائماً در حال تلاش و جستجو بودند ؛ بنابراين ، « يوكابد » نسبت به زندگى فرزند خويش بيمناك شد و با الهام خدا او را شير داده و در صندوقى گذاشت ؛ آنگاه آن را به امواج خروشان رود نيل سپرد و خود در ساحل نيل به تماشاى اين منظره ايستاد . او ، در يك لحظه احساس كرد كه قلبش از او جدا شده و روى امواج حركت مىكند ، كه اگر لطف خدا قلب او را آرام نكرده بود ، فرياد مىكشيد و همه چيز فاش مىشد ! « يوكابد » خواهر موسى را به دنبال صندوق فرستاد ، كه از دور ، مراقب او باشد . امواج رود نيل ، همچنان صندوق را بالا و پايين و به پيش مىبرد و خواهر موسى به دنبال آن حركت مىكرد تا اينكه صندوق ، به قصر فرعون ، كه در ساحل نيل بود ، نزديك شد و آل فرعون صندوق را از آب گرفتند و چون در صندوق گشوده شد ، و نگاه فرعون و همسرش « آسيه » به اين فرزند زيبا افتاد ، در دل نسبت به او ، محبّتى احساس كردند . از اين رو آسيه گفت : اين طفل زيبا براى من و تو عزيز و نور چشمى است ؛ او را نكشيد ، شايد براى ما مفيد باشد يا او را به فرزندى خود ، بپذيريم . خواهر موسى ، از دور ، جريان را ديد و ماجرا را به اطلاع مادر رسانيد ، سپس همراه زنانى كه براى شير دادن موسى ( ع ) به قصر رو آورده بودند ، داخل قصر شد . امّا موسى ( ع ) پستان هيچ
--> ( 1 ) . قصص ، آيه 5 - 6 .